چالشهای اجرای A-Book در بروکرهای فارکس
مدل A‑Book در بروکرهای فارکس با وجود انتقال ریسک بازار، چالشهایی مانند مارکآپ منفی، اسلیپیج قیمت و تفاوت قیمت با تأمینکنندگان نقدینگی (LP) دارد. در این مقاله این ریسکها و نحوه مدیریت آنها را بررسی میکنیم.
چالشهای اجرای A-Book
مدل اجرای A-Book چالشهای خاص خود را دارد.
یک بروکر فارکس A-Book تنها زمانی میتواند از مارکآپ قیمت سود کسب کند که نرخهایی که با تأمینکنندگان نقدینگی (LP) معامله میکند بهتر از قیمتهایی باشد که بروکر به مشتریان خود ارائه میدهد.
در غیر این صورت، بروکر اگرچه ریسک بازار را منتقل میکند، اما هیچ سودی کسب نمیکند و حتی ممکن است متحمل ضرر شود. 😬
مثال: ضرر بروکر به دلیل مارکآپ منفی
در این مثال میبینیم اگر بروکر قیمت بدتری از تأمینکننده نقدینگی دریافت کند نسبت به قیمتی که به مشتری ارائه داده است چه اتفاقی میافتد.

السا یک موقعیت لانگ AUD/USD در قیمت 0.7500 باز میکند.
اندازه موقعیت او 1,000,000 واحد یا 10 لات استاندارد است. این یعنی حرکت 1 پیپ برابر با 100 دلار است.
بلافاصله پس از آن، بروکر برای انتقال ریسک یک موقعیت لانگ با یک LP در قیمت 0.7502 باز میکند.
توجه کنید که قیمت خریدی که بروکر به السا داده بهتر از قیمت خریدی است که LP به بروکر داده است.
به عبارت دیگر، بروکر قیمت بهتری به السا ارائه داده نسبت به قیمتی که خودش از LP دریافت کرده است.
از دیدگاه بروکر، این وضعیت مطلوب نیست.
افزایش قیمت AUD/USD
قیمت AUD/USD افزایش پیدا میکند.
السا تصمیم میگیرد موقعیت خود را در قیمت 0.7550 ببندد.
در نتیجه او 50 پیپ سود یا 5,000 دلار به دست میآورد.
(100 دلار × 50 پیپ)
بروکر نیز موقعیت خود با LP را در قیمت 0.7548 میبندد.
قیمت فروشی که بروکر به السا داده بهتر از قیمت فروشی است که LP به بروکر داده است.
بار دیگر، بروکر قیمت بهتری به مشتری خود ارائه داده نسبت به قیمتی که از LP دریافت کرده است.
همانطور که مشاهده میکنید، این وضعیت برای بروکر یک عملیات زیانده محسوب میشود.
ضرر بروکر A-Book
بروکر نمیتواند برای مدت طولانی به این شکل فعالیت کند، زیرا در این صورت در نهایت از کسبوکار خارج خواهد شد.
اگر یک بروکر قصد داشته باشد منبع اصلی درآمد خود را مارکآپ قیمت قرار دهد، تفاوت قیمت بین آنچه از تأمینکنندگان نقدینگی دریافت میکند و آنچه به مشتریان ارائه میدهد باید به نفع بروکر باشد.
بروکر معمولاً این کار را از دو طریق انجام میدهد:
- استفاده از قیمتهای تأمینکننده نقدینگی به عنوان منبع قیمتگذاری برای مشتریان. در واقع، بروکر تنها قیمتهایی را به مشتریان نمایش میدهد که در آنها مارکآپ سودآور باشد.
- انجام معامله با تأمینکننده نقدینگی همزمان با معامله مشتری. این معامله با نامهای Hedge، Offset یا Cover نیز شناخته میشود.
اگر اجرای این معامله با تاخیر انجام شود، در صورتی که قیمتها به سرعت تغییر کنند ممکن است بروکر همچنان دچار ضرر شود.
به همین دلیل، تجربه اسلیپیج قیمت (Price Slippage) یکی از ریسکهای اجرای A-Book برای بروکر محسوب میشود.
زمانی که بروکر یک قیمت را به مشتری نمایش میدهد، بروکر A‑Book باید همان قیمت را اجرا کند.
بنابراین زمانی که قصد دارد معامله را برای هج کردن انجام دهد، باید مطمئن شود که از تأمینکنندگان نقدینگی خود قیمت بهتری دریافت میکند.
در غیر این صورت، بروکر قیمت بهتری به مشتری داده و در نهایت ضرر خواهد کرد.
مثال ساده از دنیای واقعی
این وضعیت شبیه فروشگاهی است که یک قرص نان را به مشتریان خود ۵ دلار میفروشد در حالی که آن را ۴ دلار خریداری کرده است.
اگر فروشگاه بخواهد از فروش نان سود کسب کند، باید مطمئن شود زمانی که به مشتری وعده میدهد نان را ۵ دلار بفروشد، بتواند آن را از تأمینکننده عمده با قیمتی کمتر از ۵ دلار خریداری کند.